دوره 9، شماره 2 - ( مجله روانشناسی و روانپزشکی شناخت 1401 )                   جلد 9 شماره 2 صفحات 15-1 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


دانشیار، گروه روانشناسی بالینی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
چکیده:   (379 مشاهده)
مقدمه: افکار، تکانه‌ها و یا تصاویر مزاحم هسته اصلی اختلال وسواسی اجباری هستند. از سوی دیگر باورهای وسواسی عامل مهمی در تبدیل افکار مزاحم به افکار وسواسی می‌باشند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل­‌یابی ساختاری تبیین باورهای وسواسی دانش‌آموزان دبیرستانی براساس نشانه‌های استرس، اضطراب و افسردگی، باورهای فراشناختی و عزت‌نفس با نقش میانجیگرانه آشفتگی استنتاج انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری شامل همه دانش‌آموزان متوسطه دوم شهرستان الیگودرز در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بودند. حجم نمونه ۳۰۰ نفر بود که با شیوه نمونه‌­گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. جمع‌آوری داده‌ها با پرسشنامه‌های باورهای وسواسی (
OBQ۴۴)، استرس، اضطراب و افسردگی (DASS۲۱)، باورهای فراشناختی (MCQ-۳۰)، آشفتگی استنتاج (ICQ-EV) عزت‌نفس (RSES) انجام شد. تحلیل داده‌­ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری توسط نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۲۰ و AMOS نسخه ۲۴ انجام شد.
یافته­‌ها: شاخص‌های برازندگی مدل اندازه‌گیری (
RMSEA=۰/۰۸۴, x۲/df=۳/۱۲) از برازش مدل اندازه‌گیری حمایت کردند. همچنین شاخص‌های برازندگی مدل ساختاری (RMSEA=۰/۰۶۴, x۲/df=۲/۲۴) نشانگر برازش مدل ساختاری با داده‌های گردآوری شده بودند.
نتیجه‌گیری: باورهای فراشناختی، نشانه‌های استرس، افسردگی، اضطراب و عزت‌نفس از عوامل موثر بر باورهای وسواسی بودند، که آشفتگی استنتاج در روابط آنها با باورهای وسواسی نقشی میانجی ایفا می‌نمود. ازاین­‌رو در اصلاح باورهای وسواسی حذف و یا تعدیل عوامل سببی پیشنهاد می‌شود.
متن کامل [PDF 619 kb]   (223 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1400/11/17 | پذیرش: 1401/1/24 | انتشار: 1401/3/7

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.