1- دانشجوی دکترای گروه علوم اعصاب شناختی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2- استاد تمام گروه مهندسی پزشکی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
3- دانشیار گروه علوم اعصاب شناختی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران ، heysieattalab@gmail.com
چکیده: (204 مشاهده)
مقدمه: حافظه کاری (WM) یک عملکرد شناختی پایه و زیربنای فرآیندهای شناختی سطح بالاست. تحریک الکتریکی فراجمجمهای با جریان متناوب (tACS) یک فن نورومدولاسیون غیرتهاجمی و تعدیلکننده نوسانات عصبی است که پتانسیل آن در بهبود WM توجه فزایندهای را جلب کرده است. بااینوجود، یافتههای تجربی اثربخشی آن همچنان متناقض هستند.
هدف: این متاآنالیز با هدف ترکیب یافتههای موجود اثرات tACS بر عملکرد WM و بررسی نقش تعدیلکننده پارامترهای تحریک و ویژگیهای روششناختی انجام شد.
روش: متاآنالیزی کمی مطابق دستورالعملهای PRISMA با جستجوهای نظاممند در پایگاههای داده سیج ژورنالز، ساینس دایرکت، جهاد دانشگاهی، سایت خصوصی بانک مجلات ایران، پایگاه مجلات تخصصی نور و ایرانداک، منجر به شناسایی 16 مطالعه و 53 اندازه اثر گردید. اندازههای اثر با استفاده از d کوهن محاسبه و مدل اثرات تصادفی برای در نظر گرفتن ناهمگونی بین مطالعات اعمال شد.
نتایج: تأثیر tACS بر عملکرد WM متوسط و از نظر آماری معنادار بود (Cohen’s d = 0.68، p < .05). تجزیهوتحلیل متغیرهای تعدیلگر نشان داد که اندازههای اثر بزرگتر با طرحهای مطالعه بینگروهی، مدتزمان تحریک 15 و 30 دقیقه، تحریک با فرکانس آلفا، ناحیه تحریک قشر پیشپیشانی خلفی-جانبی، استفاده از الکترودهای استاندارد و تکالیف بلوکهای کورسی و الگوهای تشخیص تغییر مرتبط بودند. متغیرهای جمعیتشناختی سن و جنسیت نیز اثرات تعدیلکننده معناداری نشان دادند.
نتیجه گیری: یافتهها حاکی از افزایش عملکرد WM توسط tACS هستند که اثربخشی آن به پارامترهای تحریک و طراحی مطالعه بستگی دارد. پژوهشهای آینده باید بر بهینهسازی پروتکلهای تحریک و ارزیابی دوام اثرات tACS در جمعیتهای مختلف تمرکز کنند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/7/6 | پذیرش: 1404/8/5