1- دانشگاه علامه طباطبائی ، hosseinighomit@yahoo.com
2- دانشگاه علامه طباطبائی
چکیده: (81 مشاهده)
زمینه: پژوهشها نشان میدهد مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوانی هوشی هر لحظه با افکار و احساسات سرزنش کننده روبه رو هستند و دچار خشم، عصبانیت، ناامیدی میشوند و از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان استفاده میکنند. همچنین مشکلات رفتاری، هیجانی و عواطف منفی زیادی را تجربه میکنند. مداخلاتی جهت تجهیز مادران در این زمینه نیاز است. در مورد اثربخشی آموزش مؤلفههای سرمایۀ روانشناختی بر راهبردهای تنظیم هیجان در این دسته از مادران، شکاف پژوهشی وجود دارد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مؤلفههای سرمایۀ روانشناختی بر راهبردهای تنظیم هیجان در مادران دارای فرزند با ناتوانی هوشی انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه همراه با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش را مادران دارای فرزند دختر با ناتوانی هوشی تشکیل داده که فرزندانشان در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس دخترانه ابتدایی استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. با روش نمونهگیری هدفمند، 40 مادر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (20 نفر آزمایش و 20 نفر گواه) گمارش شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجان ( SERQ) بود. گروه آزمایش در معرض 16 جلسه آموزشی قرار گرفت. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد، نمرات پسآزمون گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در متغیرهای راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان به طور معناداری بالاتر بوده و در راهبرد ناسازگارانه تنظیم هیجان کاهش داشته است ( ۰۱/۰p<). همچنین اثرات برنامه در مرحلۀ پیگیری بر روی راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان پایدار بود ولی در راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان،کاهش معناداری داشته است.
نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی برنامه آموزش مؤلفههای سرمایۀ روانشناختی بر راهبردهای تنظیم هیجان در مادران دارای کودک با ناتوانی هوشی، توجه به تقویت منابع روانی مادران و برخورداری از توانمندیهایی همچون سرمایه روانشناختی ضروری میباشد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1403/5/10 | پذیرش: 1403/7/2