Mashhadi Abbas F, khaneghahi S, Fardin M A. Comparison of the effectiveness of Michael Frisch cognitive psychotherapy and paradox therapy (PTC) on learned helplessness, students with obsessive-compulsive disorder (nomophobia). , Shenakht Journal of Psychology and Psychiatry. 2026; 13 (3) : 9
URL:
http://shenakht.muk.ac.ir/article-1-2740-fa.html
مشهدی عباس فاطمه، خانقاهی سوفیا، فردین محمدعلی. مقایسه اثربخشی روان درمانی شناختی مایکل فریش و پارادوکس درمانی(PTC) بر درماندگی آموخته شده، دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی( نوموفوبیا). , مجله روانشناسی و روانپزشکی شناخت. 1405; 13 (3) :368-379
URL: http://shenakht.muk.ac.ir/article-1-2740-fa.html
1- دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران
2- گروه روانشناسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران ، khaneghahi.sophia@iau.ac.ir
3- گروه روانشناسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران
چکیده: (129 مشاهده)
زمینه و هدف: نوموفوبیا بهعنوان ترس و اضطراب ناشی از عدم دسترسی به تلفن همراه، با الگوهای شناختی–هیجانی منفی ازجمله درماندگی آموختهشده ارتباط دارد؛ بهگونهای که احساس ناتوانی و فقدان کنترل میتواند وابستگی فرد به تلفن همراه را افزایش داده و شدت نوموفوبیا را تشدید کند. ازاینرو، بررسی مداخلات روانشناختی مؤثر بر کاهش درماندگی آموختهشده میتواند در بهبود علائم نوموفوبیا در دانشآموزان نقش مهمی ایفا کند. این پژوهش با هدفِ مقایسۀ اثربخشی دو رویکرد رواندرمانی شناختی مایکل فریش و پارادوکسدرمانی (PTC) بر کاهش درماندگی آموختهشده و شدت نوموفوبیا در دانشآموزان دختر دورۀ دوم متوسطه مشهد انجام شد.
مواد و روشها: طرح پژوهش نیمهآزمایشی با ساختار پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه بود. جامعۀ آماری شامل دانشآموزان متوسطۀ دوم مبتلا به نوموفوبیا در ناحیۀ ۶ مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ بود. از میان آنها ۴۵ نفر بهروش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه (رواندرمانی شناختی فریش، پارادوکسدرمانی، کنترل) جایگذاری شدند. گروههای آزمایش بهترتیب در هشت جلسه رواندرمانی شناختی و شش جلسه پارادوکسدرمانی شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نوموفوبیا یلدریم و کوریا (۲۰۱۵) و پرسشنامۀ درماندگی آموختهشدۀ کوینلس و نلسون (۱۹۸۸) بود. دادهها با آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۶ تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد تحلیل واریانس آمیخته با تصحیح گرینهاوس–گیرز حاکی از اثر معنادار گروه، زمان و تعامل گروه × زمان بر متغیر نوموفوبیا بود (بهترتیب: 35/0=2η، 34/11=F و 46/0=2η، 79/35=F و 47/0=2η، 63/18=F). همچنین نتایج برای متغیر درماندگی آموختهشده نیز اثر معنادار گروه (80/0=2η، 40/88=F)، زمان (71/0=2η، 60/102=F) و تعامل گروه × زمان (69/0=2η، 70/48=F) را نشان داد (01/0>P). نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد هر دو رویکرد درمانی نسبت به گروه کنترل در کاهش نوموفوبیا و درماندگی آموختهشده اثربخش بودند؛ اگرچه پارادوکسدرمانی میانگین بهبود بیشتری نسبت به درمان شناختی مایکل فریش داشت، اما این تفاوت ازنظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که مداخلات درمانی مورد مطالعه بر بهبود هر دو متغیر نوموفوبیا و درماندگی آموختهشده در دانشآموزان اثربخش بودهاند. بر این اساس، این رویکردهای درمانی نه تنها باعث کاهش وابستگی آسیبزا به تلفن همراه میشوند، بلکه ازطریق کاهش احساس درماندگی و افزایش توانمندی روانی، وضعیت روانشناختی دانشآموزان را ارتقا میدهند. بنابراین، بهکارگیری این مداخلات در محیطهای آموزشی و مشاورهای میتواند بهعنوان گزینهای مؤثر جهت مقابله با چالشهای عصر دیجیتال و بهبود سلامت روان دانشآموزان مورد استفاده قرار گیرد.
شمارهی مقاله: 9
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/9/3 | پذیرش: 1404/10/15 | انتشار: 1405/7/27