1- روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی و مشاوره، موسسه آموزش عالی علوم و فناوری آریان، بابل، ایران ، saraghaffar1990@gmail.com
2- دکترای روانشناسی تربیتی، استادیار، گروه روانشناسی و مشاوره، موسسه علوم و فناوری آریان، بابل، ایران
3- دکترای تخصصی اعصاب و روان، استادیار تخصصی روانپزشکی و عضو هیئتعلمی آموزشی، گروه روانپزشکی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی بابل، بابل، ایران.
چکیده: (272 مشاهده)
مقدمه: اختلال وسواس فکری-عملی یکی از اختلالات روانشناختی شایع است که با افکار و رفتارهای تکراری و اضطرابآور همراه است.
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی، طرحوارهدرمانی و درمان ترکیبی در افراد مبتلابه اختلال وسواس فکری-عملی انجام شد.
روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. از میان مراجعهکنندگان به مطبهای روانپزشکی شهر تهران در سال ۱۴۰۲، تعداد ۶۰ نفر که بر اساس مصاحبه بالینی و پرسشنامه وسواس فکری-عملی ییل-براون، تشخیص این اختلال را دریافت کرده بودند، به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (۱۵ نفر) و یک گروه کنترل تقسیم شدند.دادهها با استفاده از پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ و آزمونهای تحلیل کوواریانس تک و چند متغیره و آزمون بنفرونی تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مثبت و معنادار هر سه روش مداخله درمانی بر سلامت روان افراد مبتلابه وسواس فکری – عملی در سطح معناداری (P< 0.05) بود. بین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و طرحواره درمانی تفاوت معناداری وجود نداشت (P> 0.05)، اما اثربخشی درمان تلفیقی بر سلامت روان آزمودنیها نسبت به هر یک از درمانهای تکی در سطح معناداری (P< 0.05) بیشتر بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش، درمان ترکیبی در مقایسه با استفاده منفرد از هر یک از این روشها، تأثیر بیشتری بر کاهش نشانگان بالینی و بهبود سلامت روان افراد مبتلابه اختلال وسواس فکری-عملی دارد؛ بنابراین بهرهگیری از درمان ترکیبی برای ارتقای اثربخشی مداخلات درمانی در اختلال وسواس فکری-عملی پیشنهاد میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/1/15 | پذیرش: 1404/2/7