دوره 4، شماره 2 - ( مجله روانشناسی و روانپزشکی شناخت 1396 )                   جلد 4 شماره 2 صفحات 95-83 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


دانشگاه ازاد اسلامی واحد اردبیل ، hassanjafarzadeh93@yahoo.com
چکیده:   (4119 مشاهده)

زمینه و هدف: اختلال افسردگی یک بیماری عودکننده با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، جسمانی و روانی بسیار است، یکی از این پیامدهای منفی وجود مشکلات مربوط به خوردن می باشد. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف  بررسی رابطه خودپنداره بدنی و تحریف های شناختی با بی اشتهایی و پراشتهایی عصبی در بیماران مبتلا افسردگی صورت گرفت.

روش کار: روش پژهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلا به افسردگی بستری در بیمارستان های ایثار و فاطمی و بیماران مراجعه کننده به کلینیک­های روانپزشکی و روانشناسی شهر اردبیل در سال 1395 بودند که به روش نمونه­گیری مرحله­ای تعداد­ 41  نفر (26 نفر دارای بی­اشتهایی عصبی و 15 نفر دارای پر­اشتهایی عصبی) انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات از مقیاس اختلالات تغذیه اهواز، ترس از تصویر بدن لیتلتون و تحریف های شناختی بین فردی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده گردید. برای این منظور از نرم­افزار آماری SPSS استفاده شد.

یافته ها: بین خودپنداره بدنی رابطه منفی معنادار و بین تحریف های شناختی (و همه ابعاد آن) رابطه مثبت معنادرای با بی­اشتهایی و پراشتهایی عصبی به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسون نشان داد خودپنداره بدنی و تحریف های شناختی 36 درصد توانایی پیش بینی بی اشتهایی و 40 درصد توانایی پیش بینی پراشتهایی عصبی در بیماران مبتلا افسردگی را دارند.

نتیجه گیری: این نتایج بیان می­کنند که وجود مشکل در خودپنداره بدنی و تحریف های شناختی می­توانند در افزایش اختلالات خوردن (اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی) تاثیر گذار باشند.

متن کامل [PDF 442 kb]   |   متن کامل (HTML)   (2393 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1396/2/19 | پذیرش: 1396/6/21 | انتشار: 1396/6/21

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.